گريه اي كه به خاطر عشق و محبت، محبتي كه پاياني ندارد،پاياني كه نگاهش آغاز است . نگاهي از مبدا شاهرگ خونيم . عشق آتشي است سوزان ودردي بي درمان كه دوائي ندارد، عشق نه صلح دارد نه جنگ ، عشق پايه ي فرسودگي است اگر چه پايان افسردگي است .
+
نوشته شده در دوشنبه 1384/04/20ساعت 12:33 توسط راما
|